تبليغاتX
به نا م خد ای مهر بو ن --------------

به نا م خد ای مهر بو ن --------------

------------------------------------------------------------خدایا کمک کن مهربونیهاتو بیشتر ...ببینم.

جلو ضررو هرقت بگیری منفعته

بالاخره تصمیم گرفتم. حیفه ایام جوانی - برای چیزی که خیلی دوست نمیداری هدرش بدی.

و به دلیل تنبلی یا ترس نری سراغ چیزی فکر میکنی دوستش داری .اینجوری اعصاب خودت هم خورد میشه. 

 

انصراف میدم . تصمیم گرفتم از ریاضی محض انصراف بدم و کنکور هنر شرکت بجویم. و به هیچ دانشگاهی جز دانشگاه تهران هم فکر نمیکنم. و مطمئنم که قبول میشم . میدانم که آینده ی درخشانی پیش رو دارم . و پرفراز!!!!!!

 

هورا!!۱!

 

به قول گوته:

«انجام هر آنچه را

که میتوانی

یا میاندیشی که میتوانی

آغاز کن .

در جسارت

نبوغ .اعجاز و اقتدار نهفته است.»

+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 4:30 بعد از ظهر  توسط زهرا   | 

ره میخانه و مسجد کدام است                           که هردو بر من مسکین حرام است

نه در مسجد گذارندم که رند است                      نه در میخانه کین خمار خام است

                                               **************

 

خودم اینجا دلم در پیش دلبر            خدایا این سفر کی میشود کی میشود کی میشود سر ؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 1:37 بعد از ظهر  توسط زهرا   | 

دلم میسوزه برای خودم که با وجود اینهمه کارای مفرح تو دنیا - جدی مثه زندونیام

کی منو زندونی کرده؟

خودم؟

یا
؟؟؟

 

 

حس تلف شدن هم بدجوری میاد گاهی

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 9:50 قبل از ظهر  توسط زهرا   | 

 

"روسری رقصنده با باد میروی در یاد بر بند رخت

ماییم که میدویم از پی باد

یا نمیدویم از پی باد

یا میرویم از یاد"

 

پی نوشت: چه اهمیت دارد از یاد دوستان و دشمنان و بی تفاوتان رفتن.

شادی را به هیچ نشاید فروختن. 

کاش باشد اما

شادی را میگویم. 

و نرود کاشا !

 

پی نوشت ۲: یکی از دوستان گرام اومدن و گفتن که "خود نامجو میگه که این شعر مال براهنیه !" بله مرسی

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 9:18 قبل از ظهر  توسط زهرا   | 

جدی میگم هیچ کاری نخواهم کرد

منتظر خواهم ماند آرزویم برآورده شود

که خیلی امید دارم

+ نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 11:26 قبل از ظهر  توسط زهرا   |